تبليغاتX
ساده...ساده...ساده -
آنچنان پیچیده نیست،افکار آهنگین من
در کمند نگهش هرکه گرفتار آمد

همچو من شاد درون رفت و برون، زار آمد


در خم زلف کجش هرکه گره زد دل خویش

همچو من عاقبت و خاطر خود کرد پریش


هرکه چشم از پی آن لعل لبش داشت، کنون

همچو من کاسه ی چشمش شده غرقابه ی خون


هرکه بر گونه ی وی خواست زدن بوسه، چو من

گشت در گور و بزد بوسه بر اندام کفن



+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:0  توسط بهروز  |