شکستنی ترین نباش،در این هجوم سنگ ها
بمان و آبروی من؛اعاده کن ز ننگ ها
بمان که با حضور تو ،دلم به سینه میتپد
تو گر روی نماندم ،توان این فشنگ ها
تو گر روی دگر مرا ،توان این زمانه نیست
توان این پلید ها ،حسود ها ،دو رنگ ها
اگر روی ترانه هم ،رود ز زندگانیم
تهی شود نگاه من ،ز نقش و آب و رنگ ها
دقیقه های بی تو را ،نمی توان ادامه داد
دلم همی ندا دهد ،که سر کش این شرنگ ها
+
نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 14:9 توسط بهروز
|